تبليغاتX
سی تیه کالم

سی تیه کالم

خیلی وقت این تصوریر منو درگیر خودش کرده می خوام نظر شمارو در مورد این عکس برونم . 

دوست عزیز از این عکس چی می فهمین به من هم بگین

 

 ?????????????????تو بگو

؟؟؟؟؟

تو بهم بگو

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |



چند روز ا‌ست، بغض گريه‌هاي خسته‌ام را بر دوش گرفته‌ام
و هيچ دلتنگي را ٬
چند ماه است، گلويم پر از آوازاست                                                             تیام
و هيچ شنونده‌ي را٬

چند سال است، ديوانم پر از شعر است
و هيچ خواننده‌ي را،

نمي‌يابم
تا اشک و آواز و شعرم را برايش بگذارم.


مرداب، بوسه بر لبهاي نيلوفر مي زند چرا که مي داند نيلوفر، تنها شريک بي کسي اوست و با تمامي زيبايي هايش، هر لحظه قصه ي عشق را در گوش مرداب، زمزمه مي کند و مرداب اگر هنوز زنده است، اميدش به نيلوفر است...
تو مرداب نيستي ! دريايي ... و من حتي سزاوار نبودم که نيلوفرت باشم . 
من ماهي کوچکي بودم در اعماق دل درياييت و دريا، کي خبر از دل ماهي کوچکي چون من دارد "


"عاشقي درديست که بي آن نه من نه تو و نه هيچ انساني را که قلبي در سينه داشته باشد ياراي گذر دوران زندگي نيست ، درديست که زيباييش را چه آسان مي توان در نگاه عاشق ديد و نواي اميد بخشش را در تپش قلب او شنيد.
عاشقي زيباست همچون لحظه ي ديدار ٬ عاشقي زيباست همچون .... و عاشقي بس زيباست "


» لطيف ترين کلمه لبخند است ... آن را حفظ کن .
» ضروري ترين کلمه تفاهم است ... آن را ايجاد کن .تیام
» سالم ترين کلمه سلامتي است ... به آن اهميت بده .
» اصلي ترين کلمه اعتماد است ... به آن اعتماد کن .
» دوستانه ترين کلمه رفاقت است ... از آن سو استفاده نکن .
» زيباترين کلمه راستي است ... با آن روراست باش .


" شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش "
" من كه شب بودم
"
" و شب هستم
"
" و شب خواهم بود "

" به اميدي كه تو فانوس شب من باشي "


عادت همه چيز را ويران مي کند واي به روزي که چيزي -حتي عشق- عادتمان شود ...عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان گفتن ديگر، دليل عشق نيست وآواز عاشقانه خواندن،دليل عاشق بودن .
... ولي اي دوست، تو نگاه عاشقانه ات راعاشقانه نگهدار و کلام ساده ي عاشقانه ات راخالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش شبه عشق در کنار عشق بوده

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |



اگه تنهایی بده واسه منم هست
دل تو مردده واسه منم هست         

دوست دارم رفیق


اگه عاشق توئه عشق منم هست
اگه لایق توئه واسه منم هست
اگه دل تو سینته منم همینطور
اگه اون دیوونتو منم همینطور
اگه سهم تو غمه منم همینطور
زندگی جهنمه منم همینطور

اگه مال اون میشی دلم چی میشه
میگی تو بی ارزشی دلم چی میشه
تو میگی باید برمدلم چی میشه
میگی من مقصرم دلم چی میشه
حیف چشمایه تو که ازم بگیریش
دلی که داده بودی رو ازم بگیری
به خدا سختمه برام واسش بمیری
قدرتو نمیدونه تو بی نظیری
حیف چشمایه تو که ازم بگیریش
دلی که داده بودی رو ازم بگیری
به خدا سختمه برام واسش بمیری
قدرتو نمیدونه تو بی نظیری

رفتی و من

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |


 

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |



 
eli
 
 
 
 
 
 

وقتی پیشم نیستی و دوری اونقدری که نمی بینمت
می گم می گذره این چند روزم تو رو تو آغوش می گیرم
حالا وقتی که پیشمی تودستات وقتی توی دستامه
فکر می کنم که آخرش تو مال من نیستی می میرم
هر جای دنیا که باشی توچشم من تا آخر دنیا دنبالت می مونه
بدون که تو دنیای دیگه دوباره دستای گرم تورو می گیرم
می کشه این فکرمنو آخر که مال کس دیگه بشی
دیوونه دیوونه
نمی دونم میدونی که من هر چه ازت دور بمونم زود می میرم

اما روزی میاد ما دوتا یه جا که خیلی دور ازهمیم
شب و روز با یه غریبه بی قرار می گذرونیم
اونقدر به تو فکر می کنم که چشمامو تو آغوشش بستم
فکر می کنم که پیش توام تو آغوش تو هستم
تورو می خوام تورو تورو تورو می خوام


نگو توی این دوری از هم به همدیگه نمیشه فکر کرد
چون دل واقعی عاشق هیچ وقت نمیشه دلسنگ
دوست دارم واسه همیشه آرزومه باشی کنارم
نذار تو آغوشی باشم که اصلا دوسش ندارم

 

nini

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |



eli
 
 

گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه

 برای دل من واسه چشم خستم منی که غرور روتو چشمات شکستم

 سر از کار چشمات کسی در نیاوردکه هر کی تورو خواست یه روزی بد اوردبرای دل من واسه چشم خستم منی که غرور روتو چشمات شکستم واسه من که بر عکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم

eli

 


ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره صدای دلم ساز نا سازگاره سکوتم به جز تو
صدایی نداره تو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستاتو یازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد اورد

برای دل من واسه چشم خستم منی که غرور روتو چشمات شکستم

eli

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |


 


 ؟

 

این پست حذف شد

 

به خاطر برداشت بد بعضی از مهربونا که فکر

 

 میکنن .....

 

خوش باشید هر چی دوست دارین فکر کنین

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |


 


نیستی و باز خودمو بی تو تصور می کنم

جای خالی تو رو با گریه هام پر می کنم

نیستی و ثانیه ها زخم زبونم می زنند

تیر طعنه هاشون رو به استخونم می زنند به استخونم می زنند

نیستی و پریشونم نیستی و درو و داغونم

نیستی و جمعه های بی تو اسیر زندونم

نیستی و جمعه های بی تو اسیر زندونم
نیستی و پریشونم

با یه شاخه گل نرگس سر راهت می شینم

به خودم وعده دادم یه روز شما رو می بینم

عاشقات منتظرن تو بهترین جمعه بیای

به دلم برات شده شاید همین جمعه بیای

به دلم برات شده شاید همین جمعه بیای
شاید این جمعه بیاید شاید

خودمو تو سینه آرزو ها جا می زارم

تو رو با این دل تنها شده تنها می زارم

دستمو بگیر دارم می میرم از بی نفسی

پس کدوم جمعه کدوم جمعه به دادم می رسی
پس کدوم جمعه کدوم جمعه به دادم می رسی

نیستی و پریشونم نیستی و درو و داغونم

نیستی و جمعه های بی تو اسیر زندونم

نیستی و جمعه های بی تو اسیر زندونم

                     
نیستی و بیا پریشونم کجایی مهربونم

 

 

 

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |




 

 

 ؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |


Download here

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |




يادت مياد
چقدر بهت مي گفتم تورو دوست دارم ولي نفهميدي؟
يادت مياد
بهت مي گفتم عاشقتم، مي خوامت ولي مي خنديدي!
همش واسه اينكه تو نري پي ديگرون
چقدر گوش دادم به حرفات واسه عشقمون
همه ي گريه هام، واسه اين بود كه من
نمي خواستم تورو ببينم بغل اين و اون
حالا كه نمي خوامت، ميگي با من مي موني واسه هميشه
ولي عزيزم عشقي كه مرد ديگه زنده نمي شه
مي دوني يه روزي دنياي من بودي؟
ولي اون روزا ديگه تكرا نمي شه!

از پیشم برو از پیشم برو

بزار تو تنهای خودم بمونم  بزار باور کنم که عشق که مرد دیگه زنده نمیشه  

 

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |


 

؟

+ نوشته شده در 11:37 توسط ساده دل(تیام) |


 

؟

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |


مرگ من

       ميرم با چشماي خيس و قلبي بي گناه

       
ميرم حتي نمي ندازي به من يک نگاه

        
هرجا ميرم اما بازم يادت مي افتم

          اينو به همه گفتم --------- اينو به همه گفتم

       

          اگر روزی مردم ، تابوتم را سیاه کنید ، تا همه بدانند سیاه بخت بودم ،



         
روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای دوستدارانم برایم گریه کند ،



         
چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار دوستدارانم بوده ام ،



           ودستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم ...

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |



.....؟؟

 

 

 

 

ای کاش یک درخت .یک سنگ یک پرنده یا هر چیز دیگری بودم اما انسان  نبودم

 

درختها سنگها  پرندگان همه آزادند همه از قید من ما یی رهایند کسی توبیخشان

 

 نمی کند کسی سرزنششان نمیکند برای یک لقمه نان دروغ نمی گویند  قسم بچه شان

 

را نمی خورند  که  هزارتومن بیشتر سر همنوعشان کلاه  بگذارند  از سر ریا پیشانی

 

داغ نمی کنند عاشق میشن پاک ساده  عشقشان عشق افلاطونیست دلشان دریایی

 

اما ما چه         ؟            

 

 

نمی دانیم کی هستیم  کجاییم کجا می رویم  عشقمان حساب کتاب است تا ضرر نکنیم

 

هر جا پیمانه سنگین تر باشد عاشق می شویم هر جاکه نفعی نداشته باشیم ........

 

عشق کیلویی چند

 

 

 

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط ساده دل(تیام) |



ما دراین دونیا همه بازیگریم

و تو عروسک گردان عروسکی هستی
که در بی حضور تو
عروسک گردانی پيشه کرده بود!


شايد دست سرنوشت
همين نخ های نامرییست
که دستان مرا در بند کرده اند.


چه کسی می خندد؟
وقتی به فرمان دستان تو
دست سرنوشت
عروسک را می گرياند...

 

 

+ نوشته شده در 21:26 توسط ساده دل(تیام) |



کسی تنهایی منو حس نکرد

 

وایسا  دونیا ویسا دونیا ............

اره من می خوام پیاده شم  چه خوب مگه سلطان مشکی پوش

دگه امیدی ندارم دیگه عشقی ندارم  دیگه نمی تونم برای کسی لالا یی  بخونم که خوابش ببره اره همچیز تموم شد همینجا  همین امروز تموم تموم  دیگه برام هیچ اهمیتی نداره کی بودم  چی شدم خودم خواستم خودم گفتم می خوام جدا شم خودم گفتم که می خوام راحت شم از این ..........؟؟

می خوام از اول شروع کنم از اول اول  از جایی که هیچ کس منو نشناسه  حتی خودم  دیگه نمی خوام بدونم که  کی بودم  می خوام با تمام  خاطرات  تلخ شیرینت برم برم بزنم به جاده 

پس ای خدا کمکم کن  کمکم کن

 

ای خدا مدد کن

+ نوشته شده در 10:47 توسط ساده دل(تیام) |


 


      زمان های قديم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود. فضيلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت گفت بياييد بازی کنيم. مثل قايم باشک!

ديوانگی فرياد زد: آره قبوله من چشم می زارم!

چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد٬‌ همه قبول کردند.

ديوانگی چشم هايش را بست و شروع به شمردن کرد: يک٬ ... دو٬ ... سه٬ ... !

همه به دنبال جايی بودند که قايم بشوند.

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت خودش را داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به ميان ابر ها رفت.

هوس به مرکز زمين راه افتاد.

دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت٬ به اعماق دريا رفت.

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق.

آرام آرام همه قايم شده بودند و

ديوانگی همچنان می شمرد: هفتادو سه٬ هفتادو چهار٬ ...

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد. قايم کردن عشق خيلی سخت است.

ديوانگی داشت به عدد ۱۰۰ نزديک می شد٬ که عشق رفت وسط يک دسته گل رز آرام نشت.

ديوانگی فرياد زد: دارم ميام. دارم ميام ...

همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود.

بعد هم نظافت را يافت. خلاصه نوبت به ديگران رسيد. اما از عشق خبری نبود.

ديوانگی ديگر خسته شده بود که حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.

ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آن را با تمام قدرت داخل گل های رز فرو برد.

صدای ناله ای بلند شد.

عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد٬ دست هايش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت.

شاخهء درخت٬ چشمان عشق را کور کرده بود.

ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت

حالا من چی کار کنم؟ چگونه می توانم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نيست دوست من٬ تو ديگه نميتونی کاری بکنی٬ فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يار من باش.

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.

و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند ...

 

 

«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 21:20 توسط ساده دل(تیام) |



             خدا حافظ .......

                           خدا حافظ  ...........

تو با اون نگاه گرمت ، توی قلب من نشستی

 تو یه احساس قشنگی تو خود آرزو هستی

 

 

دوست داشتم برای یک با در زیر باران با تو باشم و تو را حس کنم اما .؟

دوست دارم با تمام وجود

هرگز نمي گيرد كسي در قلب من جاي تو را


هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را


خورشيد عشق تو هنوز سوزد مرا سر تا زپاي


در كوي راه زندگي روشن كند راه مرا

 

قسم به اون خدایی که می پرستی 

 

دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در 14:24 توسط ساده دل(تیام) |



                      دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه
           

            یه عمره حال و روزه من همینه کسی به پایه گریه هام نمیشینه

           
  بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام میخندن


             بازم صدای گریه مو شنیدم همه به گریه هام میخندن


             دوباره یه گوشه می شینمو واسه دلم میخونم


            هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم


             دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه


             یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه

 

         

                عشق يعني غصه و دلواپسي  

 

                              عشق يعني بي کسي در بي کسي

           

                  عشق يعني از بدي عاري شدن

              

                                اشک از چشم دلت جاري شدن 

 

+ نوشته شده در 13:26 توسط ساده دل(تیام) |


+ نوشته شده در 13:15 توسط ساده دل(تیام) |



 

های سردنذار باور کنم تنهای تنهام

نمی خوام با کسی غیر از تو باشم

می خوام از خوابی که لحظش حصاره

برای دیدن روی تو پاشم

اگه تو باشی و دنیا نباشه

میشه با تو همه دنیا رو حس کرد

اگه دنیا بیاد و تو نباشی

دلم دغ می کنه با این همه درد

تمومه زندگیمو زیر و رو کن

که بی تو دلخوشی هامم گناهه

خودت باش و منو دیوانگی هام

فقط با تو دل من رو به راهه

بذار باور کنم اینو که با عشق

حقیقت میشه تو افسانه باشه

میشه افسانه هارو زندگی کرد

اگه حق با منه دیوانه باشه


با تمام وجود می گم دوستت دارم و همیشه در قلب من خواهی ماند چون

+ نوشته شده در 16:37 توسط ساده دل(تیام) |



درسينه ام جايگاهي است
نامت را حک کردم
هر روز تو را مي بوسم
و مي بويم
و عاشقانه، چشمهايت را نگاه مي کنم
دنيايي ساخته ام
خانه اي بر بلنداي محبت
رشته هاي مهر پيچکهايش
گلدان هايي پر از گلهاي سرخ
و تو
تنها معبود خانه‌ي کوچک من
خانه اي که به وسعت سرسبزي کوهساران است
و من در کنار چشمه ساران محبت
دستانت را مي فشارم
من فرداي اميد را با چشماني مشتاق مينگرم...
در کنار تو..
دیوانه.........عاشق.........مجنون...........نگاه وخنده ی تو:یلدای تو

+ نوشته شده در 10:40 توسط ساده دل(تیام) |



می خواهم با تو سخن بگویم با تو و چشمان تو.......

 

می خواهم برایت بگویماز روزهایی که خورشید از آسمان روز

 

و ماه و ستارگان از آسمان شب هجرت کردندآرزو دارم صدایم را

 

به قلب تو برسانم....دلم می خواهد از بی رحمی تقدیر و بی پناهی

 

امبرایت بنویسم....از آرزوهایی که بر دلم سنگینی می کنداز قصه

 

آشفتگی زندگی که بی تو دارم کاش می دانستی چقدر دلم برای

 

 تنگ شده برای چشمانت که زیبا ترین چشمان دنیاست و دستهايت

 

که مهربان ترین پناه دنیاست در تمام لحظات تنهایی ام بارها و بارها

 

 نامت را زمزمه کردم و می کنم اماسکوت و سکوتو باز هم سکوت

 

تنها پاسخ من است تو می دانی چقدر سخت است هزاران حرف در

 

دل داشتن اما گوشی شنوا نیافتن ای کاش می دانستی که حسرت یک 

 

لحظه تو رو داشتن در قلبم مانده است و پس از تو تمام خوشی

 

نیز به فراموشی سپرده شده است.. تو رفتی ...بی صدا و آرام با یک

 

 لبخند مثل ابر ازآسمان اما هیچ کس غم پنهانی مرا حس نکرد هیچ

 

کس از پشت خند ه های تلخ من دیدگان بارانی ام را ندید......

 

هیچ کس ندانست یا نخواست بفهمد که در قلبم غمی به عظمت  

 

کوه زاگرس نهفته است تنها آرزویم اینست که یکبار دیگر ببینمت

 

تنها معنای زندگی ام تو هستی بی تو زندگی هیچ معنایی

 

ندارد دور از تو بی تو جسم و روحی خسته دارم پاهایم رفیق راهم

 

نیستند چشمهایم جرات دیدن ندارند از بس انتظار را تجربه کرده ام

 

 خسته شده ام انتظار فرا رسیدن سحر گاهی که تو همراه با آن طلوع

 

 کنی انتظار کشیدن را تو به من یاد دادی با تو سخن می گویم با تو و

 

 چشمان  تو بی تو زیستن چه دشوار است و تو چه آسان و چه آرام و چه

 

غریبانه پر کشیدی

 

ای کاش تو بودی من نبودم

 

+ نوشته شده در 15:11 توسط ساده دل(تیام) |



نمی دانم چگونه به تو بگویم دوستت دارم... نه از آن دوست داشتن

 

 ها که همیشه به هم می گوییم... نه... دوست داشتنی دیگر...

 

با اینکه این نامه را برای تو می نویسم یلدا ...

 

اما باز هم ترسی مبهم وجودم را به تسخیر خود در آورده است...

 

نمی دانم... از گفتن حرف های دلم می ترسم...از عکس العمل

 

 تو که همه ی زندگی من را مثل کف دستت می دانی می ترسم

 

یلدا... می ترسم که وقتی فهمیدی بروی و مرا برای همیشه

 

 تنها بگذاری... تو برای من... اینهمه مدت... فقط یک ستاره بودی...

 

ستاره ای که با او حرف میزدم... برایش درد دل می کردم... برایش

 

می خندیدم..می گریستم... و بدون هیچ ترسی و با اطمینان کامل

 

حرفهای دلم را برایش باز گو

 

 می کردم... تو برایم ستاره ای بودی که همیشه فقط باید از دور

 

به تو نگاه می کردم و با تو حرف می زدم و درد دل می کردم...

 

هیچ گاه نشد که گرمی دستهایت را در دستهایم احساس کنم...